گفت‌وگو با سیاوش امامی به بهانه انتشار آلبوم «میوت ایجنسی»

گفت‌وگو با سیاوش امامی به بهانه انتشار آلبوم «میوت ایجنسی» به تهیه‌کنندگی سامان مقدم
با آرزوهای بزرگی آمدیم اما سونامی ابتذال غرق‌مان کرد
موسیقی ما – حالا چهارده سال از زمانی که چند جوان بیست و چهار، پنج ساله تصمیم گرفتند رویاهایشان را تحقق ببخشند می‌گذرد؛ مثل خیلی دیگر از جوان‌هایی که با امید به آینده خواستند تجربه‌های جدید در موسیقی رقم بزنند و نتیجه‌اش چیزی جز دلسردی نبود. اما حالا سال‌ها گذشته و بسیاری از همان جوان‌های پر شر و شور، پدر و مادرهایی شده‌اند که می‌خواهند رویاهایشان را در فرزندانشان به سرانجام برسند.

سیاوش امامی یکی از همان جوان‌ها است که سال هشتاد، آن زمان که هنوز اینترنت‌ها دایال‌آپ بودند توانست با گروهش یعنی «موتوژن» رتبه اول مسابقه معروف اینترنتی سایت «تهران اونیو» را به انتخاب داوران به‌دست بیاورد؛ مسابقه جریان‌سازی که نقش مهمی در روی زمین آمدن گروه‌های زیرزمینی داشت و گروه‌هایی مثل «۱۲۷» هم دست‌آورد این اتفاق بودند.

همین می‌شود که گروه میوت ایجنسی Mute Agency)) شکل می‌گیرد و دو آلبوم ضبط و در فضای مجازی منتشر می‌کند. سیاوش می‌گوید سه عضو اصلی آن، امیر توسلی، هومن اژدری و من بودیم. هومن قطعات انگلیسی می‌خواند و گروه سعی در ارائه آثار در سبک Trip-Hop داشت؛ سبکی که گروه‌هایی مثل Portishead و Massive Attack آغازکننده آن بودند و آن زمان هنوز یک دهه هم از شکل‌گیری این سبک در زادگاهش یعنی انگلیس نگذشته بود. اما آنها هم مثل خیلی از گروه‌های دیگر، مثل «اوهام» نتوانستند مجوز بگیرند تا همین یک ماه پیش که سیاوش در مراسم رونمایی از این کودک ۱۴ ساله، آن را به زبان آورد.

کارهای سیاوش امامی البته تنها محدود به این گروه نبود و به عنوان نوازنده و تنظیم‌کننده با هنرمندان مختلفی کار کرده است؛ همکاری دامنه‌دار او با امیر توسلی در زمینه موسیقی فیلم، نوازندگی برای گروه‌های مختلف از جمله «کاربن»، تنظیم آلبوم «مرد خواب آلود» به خوانندگی علیرضا تهرانی و میکس و مستر آلبوم‌های «دگردیسی ۱ و ۲» از فرشاد رمضانی، رهبری ارکستر کامران تفتی، همکاری با هومن جاوید و البته همکاری‌اش با نوازنده گیتار باس گروه «کمل» یعنی کالین بیس که در یکی از قطعات آلبوم تازه منتشر شده گروه «میوت ایجنسی»، گیتار نواخته است.

***

* دقیقاً چهارده سال از زمان تولید آلبوم «میوت اِیجِنسی» می‌گذرد؛ دلیل این همه وقفه برای انتشار آن چه بود؟
آلبوم Mute Agency سال ۸۳ تولید شد و از سال ۸۴ که برای مجوزش اقدام کردیم، مجوز اشعارش صادر نشد. بعد هم که دیگر گذشت و من و هومن (اژدری) مشغول کارهای خودمان شدیم تا این‌که بعد از حدود دوازده سال، نیما جوان (مدیر نشر جوان) دنبال گرفتن مجوزهای آن رفت و پس از تلاش‌های فراوان در نهایت موفق به این کار شد.

* این آلبوم با همان شکل و شمایل چهارده سال پیش است یا قطعات دوباره بازسازی شده‌اند؟
طی مشورت‌هایی که با خیلی از موزسین‌ها و تهیه‌کننده‌ها داشتم، تصمیم بر این شد که آلبوم را به همان شکل (انگار که از آن تاریخ فریز شده) منتشر کنیم و تنها آن را دوباره مستر کردیم که به شکل کاملاً آنالوگ و با تجهیزات قدیمی توسط پیمان توسلی انجام شد.

  • * فکر می‌کنی با توجه به تکنولوژی و تجهیزات جدید، شنیدن آلبومی با کیفیت چهارده سال پیش همچنان می‌تواند جذابیت داشته باشد؟
    بعضی از موزیک‌ها تاریخ مصرف ندارند. ما نسلی بودیم که اواخر دهه هفتاد، با امکانات بسیار کم که شاید یک صدم امکانات امروز هم نبود، با ضبط دیجیتال به ساخت موسیقی‌های استاندارد مشغول بودیم و همه با یک آرزوی بزرگ این کار را کردیم اما متأسفانه سونامی ابتذال سرازیر شد و نود درصد بچه‌هایی که آن زمان کار می‌کردند را غرق کرد. آلبوم خیلی از هم‌دوره‌ای‌های من که موسیقی‌های خوبی می‌ساختند، هیچ وقت شنیده نشد. طبیعتاً من الان دیگر آن آدم شاد بیست و چهار ساله نیستم و آن سونامی هنوز هم ادامه دارد. موزیک‌های پرطرفداری که در ایران ساخته می‌شوند، کاملاً سری‌دوزی هستند و مردم متأسفانه از آنها استقبال می‌کنند و جایی برای موزیک‌های خاص در ذهنشان باقی نمانده است.
  • * یعنی فکر نمی‌کنی که این آلبوم مخاطب عام هم داشته باشد؟
    من پیش‌بینی نمی‌کنم. ببین، یک طرف ماجرا مردم هستند که باید به آنها غذای روح داده شود و طرف دیگر هم افرادی هستند که باید از این دست موسیقی‌ها حمایت کنند. الان موسیقی‌ها کاملاً سطحی هستند و مثل فیلم‌های سطحی، میلیاردی فروش می‌کنند. این باعث می‌شود آرتیست‌هایی که کمی کارهای متفاوت می‌کنند، زیر دست و پا له شوند و همین می‌شود که موسیقیِ خوب پیشرفت نمی‌کند.

من همان زمان که این آلبوم را تولید کردم، آن را پیش رامین صدیقی بردم که گفت این آلبوم باید ده سال دیگر منتشر شود چون الان جامعه ما نمی‌تواند آن را بپذیرد، ولی شاید ده سال دیگر بتواند و دقیقاً هم همان اتفاق افتاد. این آلبوم با در نظر گرفتن سال تولیدش، کاملاً شکل و شمایل خودش را دارد و شبیه چیزی نیست.

* زمانی که این آلبوم را تولید کردی، از تولد این سبک از موسیقی (تریپ‌هاپ) در زادگاهش یعنی انگلستان چیزی حدود ده سال گذشته بود که آن زمان شاید در دنیا هم مخاطب فراگیری نداشت اما الان بخش الکترونیک موسیقی زیاد شده و بیشتر شنیده می‌شود. به نظرت الان این ژانر در چه وضعیتی است و آیا می‌تواند مخاطب بیشتری داشته باشد؟
بله مخاطب بیشتری دارد چون گوش مردم هم از موسیقی‌های یکنواخت و یک جور پر شده است. این نوع موسیقی که من آن زمان ساختم، مُد نبود و هنوز هم مُد نیست. این آلبوم را نمی‌توانم صددرصد در این ژانر تعریف کنم و یک جاهایی هم طعنه به راک می‌زند اما بیشتر متمایل به تریپ‌هاپ است.

* حرف از مُد زدی؛ در این چند وقت اخیر استفاده از فضای الکترونیک خیلی در ایران مد شده که البته شاید خیلی مواقع فقط نامش را یدک می‌کشد. الان این جریان را در موسیقی ایران چطور می‌بینی؟
اگر منظور موزیک الکترونیک به معنای واقعی کلمه باشد، باید بگویم که راه درازی در پیش دارد. ببینید، موسیقی الکترونیک در جهان یک روندی را طی کرده، در واقع یک‌‌سری از سازهای الکترونیک (مثل موگ) ساخته و آن سازها در کنار هم ضبط شدند و صدای آنها باعث به وجود آمدن موسیقی الکترونیک بین دهه‌های ۶۰ تا ۹۰ میلادی شد که آلمانی‌ها مثل گروه «Tangerine Dream»، «کلاوس شولتز»، «پیتر بُومن» و… خیلی در آن موفق بودند.

آنها آن مسیر را گذراندند و پیش آمدند و الان به جایی رسیده‌اند که کاملاً مینیمال و به لپ‌تاپ و نرم‌افزار منتقل شده‌اند. ما کسی که سینتی‌سایزر بداند و در واقع مثل کلاوس شولتز سینت‌پلیر باشد، در تاریخ‌مان نداشتیم. حتی گاهی اوقات «اورگن» را با «سینت سایزر» اشتباه می‌گیرند و می‌گویند انوشیروان روحانی سینت سایزر می‌نوازد؛ نه، آن سینت نیست! طبیعتاً افرادی هستند که از سینت‌سایزر استفاده می‌کنند اما من آلبومی را در ایران ندیده‌ام که به شکل رسمی منتشر و مثل کارهای «کلاوس شولتز» صرفاً سینت‌سایزر با همان شیوه در آن سال‌ها باشد. اصلاً امکاناتش را هم نداشته‌ایم!

* زبان این آلبوم صرفاً انگلیسی است؛ دلیل این انتخاب چه بود؟
آن سال تصمیم گرفتیم کلام انگلیسی باشد تا بتوانیم آن را خارج از ایران هم تبلیغ کنیم؛ حتی سامان مقدم و امیر توسلی برای انتشار آن توسط «ویرجین رکوردز» هم تلاش کردند که البته نشد و همین موضوع باعث شد به کلی فستیوال‌های خارجی دعوت شویم که البته به دلیل شرایط آن دوره، هیچ کدام را هم نرفتیم. کلام انگلیسی را انتخاب کردیم چون آن زمان گنجاندن کلام فارسی در آن سخت بود.

* یعنی نمی‌توان تریپ‌هاپ را ایرانیزه کرد؟
می‌توان این کار را کرد اما آن زمان دانش و تجربه من نسبت به این موزیک کم بود. در حال حاضر، هم تجربه‌ام بیشتر شده و هم شعور موسیقایی‌ام نسبت به آن دوره تفاوت کرده است. برای همین اگر الان این کار را انجام دهم، حتماً از کلام فارسی استفاده می‌کنم؛ کمااینکه قصدم هم همین است و قرار است آلبوم بعدیِ «میوت ایجنسی» فارسی باشد.

* به سامان مقدم اشاره کردی؛ چه شد که تصمیم گرفتی او را به عنوان تهیه‌کننده انتخاب کنی؟
سال هشتاد، «تهران اَوِنیو» مسابقه‌ای را در فضای مجازی بین موسیقی‌های زیرزمینی راه انداخت تا گروه‌ها در دو بخش کارشناسی (که تقریباً خیلی از موزیسین‌های مطرح و ناشران این داوران را تشکیل می‌دادند) و مردمی با هم رقابت کنند. مردم از طریق اینترنت دایال آپ موسیقی‌ها را گوش می‌کردند و به آنها رأی می‌دادند. من و دو نفر از دوستانم، گروهی به نام «موتوژن» داشتیم که با یک قطعه فرانسوی الکترونیک-رگه در این مسابقه شرکت کردیم و با نظر هیأت داوران، اول شدیم.

سامان مقدم که آن زمان دنبال ساپورت کردن یک گروه موسیقی بود، این موزیک را شنید و از آن خوشش آمد. بعد هم از طریق امیر توسلی قرار گذاشتیم و هومن اژدری هم به ما اضافه شد و به این شکل پروژه «میوت ایجنسی» شکل گرفت.

* برنامه آینده گروه «میوت ایجنسی» چه خواهد بود؟
سعی می‌کنیم هر چه سریع‌تر کنسرت برگزار کنیم که قطعاً یک کنسرت صرفاً موزیکال نخواهد بود و با تلفیقی از ویدئو و پرفورمنس روی صحنه خواهیم رفت. در مراسم رونمایی هم دو قطعه از آلبوم را با نگاه امروزمان به موسیقی به همراه محمدرضا اصغری، فرشاد رضایی و هومن اژدری اجرا کردیم که دمویی برای کنسرت پیش‌رو خواهد بود.

* و حرف پایانی؟
متأسفانه وضعیت موسیقی در ایران اسفناک است؛ کلام آنچنانی ندارد و با خواننده‌هایی طرفیم که با رفتن روی استیج مشخص می‌شود اصلاً خواننده نیستند! حالا تصور کنید که همین‌ها طرفداران زیادی دارند! این یعنی موسیقی خوب در مملکت حرام شده و به گوش مردم نرسیده که حداقل قابلیت مقایسه کردن آنها را داشته باشند. وقتی موزیسین‌های خارجی به ایران می‌آیند آنقدر برایشان تبلیغ می‌شود که مردم به کنسرت‌هایشان می‌روند؛ پس مردم پتانسیل شنیدن موسیقی خاص را هم دارند فقط افرادی که از این نوع موسیقی حمایت کنند تا بتوانند کنسرت بگذارند، وجود ندارند. واقعاً دردناک است.
منبع:
اختصاصی موسیقی ما

musicema.com/node/349305

نویسنده مطلب: khabarmusic

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *